پیشخوان » تیتر یک
کد خبر : 18665
سه شنبه - 29 مهر 1404 - 16:25

صدایی از دل تاریکی که شنیده شد

به گزارش خبرگزاری مهر، خانم فریده بیو، مشاور و معلم دبیرستان شمس تبریزی در ناحیه پنج تبریز، نمونه‌ای درخشان از ایمان، اراده و پشتکار است که نشان می‌دهد محدودیت‌های جسمی هرگز نمی‌تواند سد راه پیشرفت و موفقیت شود. او که از نعمت بینایی محروم است، هیچ‌گاه اجازه نداده نابینایی‌اش مانعی در مسیر تحصیل و زندگی‌اش باشد و با تکیه بر قدرت درون و ایمان خود، مسیر پرفراز و نشیب زندگی را با امید و انگیزه طی کرده است.

زندگی خانم بیو سرشار از درس‌های صبر و تلاش است؛ او که دوران کودکی‌اش را با دیدن نوشته‌های درشت و مبهم گذرانده، علاقه زیادی به درس و تحصیل داشت، اما شرایط حضور در مدرسه‌های عادی برایش دشوار بود. همراه با خواهرش به مدرسه می‌رفت و تصور می‌کرد همه مانند او می‌بینند، اما به مرور زمان پی برد که متفاوت است و باید راهی دیگر برای تحصیل خود پیدا کند.

آشنایی با معلم دلسوزش، خانم کبری محمدی، نقطه عطفی در زندگی او بود. تشویق‌ها و راهنمایی‌های این معلم باعث شد تا خانم بیو تحصیلات ابتدایی را از طریق کلاس‌های نهضت سوادآموزی آغاز کند. با وجود سختی‌ها و مشکلات رفت و آمد در روستاهای اطراف تبریز، او توانست دوره متوسطه اول را در دبیرستان‌های عادی بگذراند و دوره متوسطه دوم را در دبیرستان مردانی آذر ادامه دهد.شوق و علاقه به تحصیل موجب شد تا خانم بیو وارد دانشگاه شود و تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه دهد؛ مسیری که با مشکلاتی چون نبود معلم و استاد رابط، کمبود کتاب‌های گویا و دشواری‌های رفت و آمد همراه بود، اما او با اراده‌ای قوی از همه این موانع عبور کرد. او حالا که خود معلم و مشاور است، به عنوان الگویی زنده از امید و انگیزه، راه را برای دانش‌آموزانی که شرایط مشابهی دارند، روشن می‌کند.او در گفت‌وگویی با فارس می‌گوید: من از کودکی با مشکل بینایی روبه‌رو بودم و همیشه احساس می‌کردم که شرایط تحصیل برای من متفاوت و سخت‌تر از دیگران است.

یادم هست که نوشته‌های درشت و پررنگی که با ماژیک نوشته شده بودند را می‌دیدم و خیلی دوست داشتم درس بخوانم، اما نمی‌توانستم مثل بقیه به مدرسه بروم و در کلاس‌های عادی حضور داشته باشم. همراه خواهرم به مدرسه می‌رفتم و فکر می‌کردم همه مثل من می‌بینند، ولی کم‌کم فهمیدم که تفاوت دارم و این تفاوت گاهی مانعی جدی برای تحصیلم بود.خدا را شکر که با کمک و تشویق معلم دلسوزم، خانم کبری محمدی، توانستم تحصیلات ابتدایی‌ام را از طریق نهضت سوادآموزی شروع کنم. رفت و آمد در روستاهای اطراف تبریز برایم سخت بود، اما علاقه‌ام به یادگیری همیشه مرا به جلو می‌راند. با پشتکار و تلاش، توانستم دوره متوسطه را در مدارس عادی بگذرانم و بعد هم وارد دانشگاه شدم و تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه دادم.

در طول مسیر، مشکلات زیادی مثل نبود استاد و کتاب‌های گویا داشتم، اما هرگز ناامید نشدم. باورم این است که محدودیت‌ها بیشتر در ذهن ما وجود دارند و اگر دل روشن باشد، هیچ تاریکی نمی‌تواند آن را خاموش کند.وقتی وارد آموزش و پرورش شدم، نگرانی‌هایی داشتم؛ اینکه چگونه وظایفم را انجام دهم یا رفت و آمدم چه می‌شود؟ اما خوشبختانه همکاران و مدیر مدرسه‌مان، خانم سلیمی، به من اعتماد کردند و هیچ‌گاه نگرانی از بابت کاری که باید انجام دهم نداشتم. این حمایت‌ها برایم بسیار ارزشمند بود.امروز به عنوان مشاور مدرسه، اتاقم همیشه به روی دانش‌آموزان، به ویژه دانش‌آموزان با نیازهای ویژه باز است. باور دارم که وضعیت من می‌تواند مایه امید و دلگرمی برای بسیاری از کسانی باشد که شرایط مشابهی دارند. پیام من به همه این است که هرگز ناامید نشوند.

هرگز ناامید نشدم و نابینایی را مانعی برای رسیدن به اهدافم ندیدم. محدودیت‌ها فقط در ذهن ما هستند و اگر اراده و ایمان باشد، می‌توان بر هر مشکلی غلبه کرد.

خانم بیو در کنار موفقیت‌های علمی و شغلی، زندگی خانوادگی موفق و شادی را نیز تجربه کرده است و با مهربانی و درک، تصویری زیبا از یک زندگی متعادل و موفق را به نمایش گذاشته است. او بارها تاکید کرده که محدودیت‌ها بیشتر در ذهن ما هستند و اگر دل روشن باشد، هیچ تاریکی نمی‌تواند آن را خاموش کند.

او همچنین نقدی جدی به نگاه جامعه به معلولان و نابینایان دارد و معتقد است این گروه از افراد اغلب نادیده گرفته می‌شوند. اما خانم بیو ثابت کرده که این نگاه‌های محدود نمی‌تواند اراده قوی او را مهار کند. پس از پایان تحصیلات، به استخدام آموزش و پرورش درآمد و با حمایت همکاران و به ویژه مدیر مدرسه، خانم سلیمی، توانسته است بدون دغدغه وظایفش را به خوبی انجام دهد.