رفتن به بالا

هر آنچه در تبریز و آذربایجان می‌گذرد…

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۱
  • الإثنين ۱۵ رجب ۱۴۴۴
  • 2023 Monday 6 February

در این یادداشت، نویسنده در پی آن است تا با توجه به تحول همه جانبه ای که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در دنیا به وجود آورده و این باور را در اذهان جهانیان ایجاد کرده که اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی می تواند مهم ترین تحولات جهانی را رقم بزند، سیاست نه شرقی و نه غربی را تحلیل و بررسی نماید و موضع گیری های متعدد این سیاست را در قانون اساسی بازگو کرده و عملکرد آن را در مواجهه با ناملایمات بین المللی و سیاست خارجی بسنجد.

تبریزگویا؛ محمدرحیم عیوضی: تحول همه جانبه ای که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در دنیا به وجود آورد، این باور را در اذهان جهانیان ایجاد کرد که اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی می تواند مهم ترین تحولات جهانی را رقم زده و برای پرسش های عصر جدید و مدیریت جوامع، نسخه های شفابخشی را ارائه نماید که نتیجه تأثیر افکار جاودانه اندیشه های سیاسی و دینی و نیز عملکرد این تأثیرات در دوران کوتاه عمر مبارکشان در بعد از انقلاب، به صورت عملی بسیار کوتاه، اما درخشان و با ارزش بود.

اثرات عمیق اندیشه های امام تنها در بعد نظری و فکری، مهمور نگردیده بلکه؛ در بعد عملی حتی مؤثرتر هم بوده است و توانسته معادلات موجود در نظام بین الملل را دگرگون ساخته و اعمال و رفتار و روابط موجود این سیستم های بین المللی و مقتضیات حاکم بر نظام بین الملل را به چالش کشاند.

امام (ره) توانسته جسارت و شهادت انتقاد کردن در برابر قدرت ها را به دیگر رهبران جهان و دیگر کشورها انتقال دهد و عملکرد نظام بین المللی را زیر سؤال برند. سیاست نه شرقی و نه غربی یکی از اصولی است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر آن تأکید دارد. در این مقام سعی خواهد شد در تبیین عِلَّی شعار نه شرقی نه غربی، به مثابه اصل اساسی حیات انقلاب اسلامی، مطالعاتی انجام پذیرد و حاصل آن در قالب فرضیه «شعار نه شرقی و نه غربی، استراتژی کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی است که موانع و مشکلات و فرصت های عدیده ای را در پیشگاه ملت مسلمان ایران قرار داده است.»

سیاست خارجی از دیدگاه اسلام و اصول و مبانی آن از منظر قرآن در اسلام؛ نوعی از سیاست که در چارچوب یک سیاست جهانی مبتنی بر رسالت جهانی است، تبیین می گردد. اسلام معتقد است باید یک حکومت واحد جهانی تحت بیرق اسلام به وجود آید. باید توجه داشت که این اسلام در جزیرة العرب بر پیامبر عرضه شد و برای معرفی آن به سایر بلاد، نیاز به زمان و روش های مختلف معرفی بود امروزه نیز اسلام جهانی نشده است لذا کشورهای اسلامی باید برای اداره کشورشان و اشاعه اسلام از شیوه و سیاست هایی استفاده کنند که از آن به سیاست خارجی اسلامی تعبیر می شود.

سیاست خارجی اسلامی عبارت است از مجموعه خط مشی ها، تدابیر، روش ها و انتخاب مواضعی که دولت اسلامی در برخورد با سایر کشورهای جهانی در چارچوب اهداف کلی اسلام و احکام اسلامی در جهت اشاعه فرهنگ و قانون غنی اسلامی و رسیدگی به امور مسلمین اعمال می گردد.

در این رابطه در سوره اعراف آیه ۱۵۸ خطاب به پیامبر قرآن می فرماید:

قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعا.

یعنی بگو ای مردم، من پیام آور و فرستاده خدا به سوی همه شما هستم.

در واقع من قانونی آوردم که تعلق به همه مردم دارد، نه فقط به مسلمان ها و مردم جزیرة العرب، قانونی که حقوق همه ملت ها، رنگ ها، نژادها و قوم ها را به یکسان رعایت می کنند و تنها ملاک برتری ملت ها و افراد بر یکدیگر تقوای الهی است. اصول و مبانی چنین سیاست خارجی برپایه آیات و احکام قرآنی بر چند محور کلی قابل تقسیم است:

۱ روابط با اهل کتاب

۲ روابط با غیر اهل کتاب

۳ شورای کلی، پیرامون روابط خارجی

۴ جنگ و صلح در اسلام

در زمینه روابط مؤمنان با اهل کتاب، می توان موارد زیر را از مضامین آیات الهی استخراج کرد:(۲)

۱ اهل کتاب نیز مانند خود مؤمنان از دو گروه مؤمن و فاسق تشکیل شده اند. (سوره آل عمران آیه ۱۱)

۲ تجویز ایجاد رابطه صحیح و منطقی با اهل کتاب مؤمن و صالح (سوره آل عمران آیه ۱۱۳ و ۱۱۴)

در بخش دیگر قرآن در برقراری ارتباط با دیگر کشورها و در احتراز از اینکه از دوستی با بیگانگان غیرمسلمان افراط کنیم؛ توصیه می کند که نباید در ابراز عواطف و دوستی و ارتباط با بیگانگان چنان افراط کنند که حتی حاضر شوند، آنان را سرپرست امور خود قرارداده و کارهای خود را به دست آنان بسپارند.

۳ توصیه برخورد ملایم با عموم اهل کتاب مؤمن و صالح (سوره آل عمران آیه ۱۱۴ و ۱۱۳)

۴ توجه به اینکه اهل کتاب هرگز از تلاش در راه قبولاندن آرای خود به مسلمانان دست بردار نیستند. (سوره بقره آیه ۱۲)

نتیجه اینکه هرگونه استراتژی سیاست خارجی انقلاب اسلامی در قالب نظام جمهوری اسلامی، باید در چارچوب این اصول تنظیم و هدایت شود. سیاست نه شرقی نه غربی، صدور انقلاب اسلامی فقط مصالح دینی و منافع ملی و… در جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر اصولی است مانند:

۱ شناسایی اعتباری سرزمین جغرافیایی و دولت ها تا رسیدن به تشکیل حکومت واحد جهانی

۲ اصل دعوت

۳ اصل حفظ دارالاسلام (ام القری)

۴ اصل نهی از ولایت کفار (نفی سبیل)

۵ اصل جهاد

انقلاب اسلامی و ناملایمات بین المللی

انقلاب اسلامی ایران پیش از پیروزی و پس از پیروزی، درگیر سلسله ای از مشکلات و موانع اساسی قرارداشته که ریشه اصلی آن سلطه و نفوذ بیگانگان بر پیکره ساخت قدرت سیاسی و تقویت استبداد داخلی بود. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی، طرح شعارهایی بود که به نفی سلطه بیگانگان منجر می شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انزواگرایی جای خود را به انزواستیزی داد و بر سیاست نه شرقی و نه غربی تأکید شد. البته برداشت نادرستی که برخی از این اصل دارند این است که، باتوجه به اینکه بر نظام بین الملل کفر حاکم است و بسیاری از کشورها، بخصوص کشورهای پیشرفته صنعتی که میانه خوبی با دین ندارند، بهتر است هیچ گونه رابطه ای با آنها نداشته باشیم و مرزهایمان را بر تمام جنبه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آنان ببندیم؛ در حالی که حضرت امام با استفاده از اصل دعوت که به عنوان اولین اصل در سیاست خارجی اسلام، مطرح کرده است که باحضوری بسیار فعال و گسترده در تمام زمینه ها، با تمامی کشورها، رابطه مسالمت آمیز (نه گرگ و میش) برقرارکنیم (بجز رژیم صهیونیستی و کشورهایی که مفهوم رابطه متقابل عادلانه را درک نمی کنند) و با تقویت جنبه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی، با استفاده از مبانی اسلامی بتوانیم جامعیت و برتر بودن دین اسلام و قوانین سعادت آفرین آن را به جهانیان بشناسانیم. چگونه انقلاب اسلامی می توانست هم شعار صدور انقلاب را دنبال کند و هم قطع رابطه با جهان داشته باشد. اسلام با چه وسیله ای می توانست انقلاب را صادر نماید یا اینکه چگونه می توان با برقراری رابطه حتی با کشورهای غیرمسلمان و لائیک، بتدریج در میدان عمل، می توان مصلحت اسلام را که جهانی شدن آن است مورد توجه قرار داد تا منافع ملی کشورمان به عنوان ام القری تأمین شود.

انقلاب اسلامی، با طرح مجدد قرآن و سنت منادی وحدت اسلامی برای ساختن زندگی بشر در جهان اسلام است. بنابرگفته امام راحل جمهوری اسلامی ایران مایل است براساس حفظ وحدت و حمایت از منافع کشورها و ملتهای اسلامی آنان را در مشکلات یاری نماید و در بروز حوادث تحمیلی، سیاسی، نظامی از ناحیه استکبار جهانی، با قدرت و نفوذ خود، آنها را رفع نموده و در جهت کنترل و نفس سلطه سیاسی شرق و غرب برنامه های دقیق و قوی ارائه دهد. (۳)

حال چگونه این پیام به گوش مسلمانان و جهانیان می رسید؟ و چه تدبیری لازم بود اندیشیده شود؟

پاسخ عبارت است از صدور انقلاب، زیرا؛ انقلابی که برپایه مایه های فکری فرهنگی نضج گرفته و رشد یافته، به جهت احساس رسالت انقلابی و وظیفه شرعی و انسانی که برای خود می بیند برای نشر و ترویج اندیشه های خود اقدام خواهد نمود و این مفهوم، یعنی؛ صدور انقلاب. صدور افکار و اندیشه هایی که انقلاب اسلامی براساس آنها و برای آنها صورت گرفته است، کسب استقلال و آزادی با تکیه بر اسلام می باشد بنابراین معاندان، صدور انقلاب را به معنای فتح سرزمینی معرفی کردند و هدف از آن را که دعوت به اسلام بود به صورت وارونه جلوه دادند. از گفته های امام خمینی (س) در این مورد است که «ما یک ملتی بودیم که تحت فشار ابرقدرت ها قرار داشتیم و الان از تحت فشار آنها بیرون آمدیم و داریم به پیش می رویم و این اعتلای ملت است. اعتلا به این نیست که شکم ما سیر باشد، اعتلا به این است که ما مسلمان را و مکتبمان را به پیش ببریم و ما بحمدا… داریم مکتب را پیش می بریم و مکتبمان را گسترش خواهیم داد به همه ممالک اسلامی، بلکه در همه جا که مستضعفین هستند و ما رو به اعتلا هستیم و می خواهیم بشر را رو به اعتلا ببریم.»(۴)

«مقصد این است که اسلام، احکام اسلام، احکام جهانگیر اسلام زنده بشود و پیاده بشود و همه در رفاه باشند و همه آزاد باشند، همه مستقل باشند.» (۵)

ما که می گوییم اسلام را می خواهیم صادر کنیم، معنایش این نیست که ما سوارطیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر یک همچو چیزی نه ما گفتیم و نه ما می توانیم. اما آنکه ما می توانیم این است که می توانیم به وسیله دستگاه هایی که داریم، بوسیله همین صدا و سیما، به وسیله مطبوعات، به وسیله گروه هایی که به خارج می روند، اسلام را آن طوری که هست معرفی کنیم. اگر آن طوری که هست معرفی بشود، مورد قبول همه خواهد بود.(۶)

مطالعه دقیق اصول مرتبط با سیاست خارجی، ما را به این مطلب رهنمود می کند که جهت گیری قانون اساسی، به سوی برقراری توسعه و تحکیم روابط با بازیگران بین الملل و به خصوص با کشورهای اسلامی و جهان سوم می باشد و هرگز در این سند صحبتی از قطع یا تقلیل ارتباط به جز مواردی که با اصول دینی تعارض دارد، به میان نیامده است و در اصل یکصد و سی و دوم قانون اساسی تصریح گردیده است روابط صلح آمیز با دولت های غیر محارب؛ نه فقط کشورهای مسلمان یا همسایه.(۷)

سیاست نه شرقی و نه غربی، مختص به کشورهایی است که خارج از اصول مندرج در بندهای قانون اساسی جمهوری اسلامی، استقلال و تمامیت ارضی را مورد تهاجم قرار داده است. از جمله می توان به استراتژی تهاجمی آمریکا در رویارویی با انقلاب اسلامی از ابتدای پیروزی تاکنون اشاره داشت. تأسیس جمهوری اسلامی و روند رو به پیشرفت انقلاب و عدم توانایی آمریکا در تضعیف امام خمینی(ره) که به معنای جدی بودن خطر از دست دادن ایران و منابع نفتی اش بود، در اتخاذ نوع اقدامات و لحن موضع گیری های آمریکائی ها تأثیر بسیاری گذاشت در اسناد لانه جاسوسی آمریکا در تهران می خوانیم: ما چیزی که با آن (امام) خمینی را تهدید کنیم نداریم، مخصوصا در سیاست خاورمیانه (امام) خمینی نیرویی خواهد شد که ما ناچاریم آن را به حساب آوریم.(۸) از این رو صف آرایی در مقابل ایران انقلابی و به چالش طلبیدن آن، به مرور شفاف تر می گشت. در تاریخ ۱۹/۱/۱۳۵۹ آمریکا به صورت یک جانبه اقدام به قطع رابطه سیاسی با ایران متحد استراتژیک سابق کرد.

امام خمینی(ره) که دلسوز استقلال و آزادی ملت بود به فاصله یک روز در پیامی اظهار کردند: ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه ایران و آمریکا را دریافت کردم.

اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت، به خیر و صلاح مظلوم، همین قطع رابطه است. رابطه یک ملت به پا خواسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین المللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می گیریم، چون که دلیلی بر قطع امید دولت آمریکا از ایران است. ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابر قدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه، یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده، اگر جشن بگیرد حق دارد.(۹)

این پیام شکست سختی برای آمریکا بود، چرا که آنان می پنداشتند؛ که بدین طریق «تحقیر» و «ترس» را همچون همیشه به ملت و دولت ایران تحمیل می کنند اما آنچه یافتند چیزی جز «افتخار» و «شجاعت» نبود. عصبانیت این غول دیوانه، قدرت تعقل و محاسبه گری را از او ستاند و او را از سنجش هزینه و فایده در برنامه هایش در قبال ایران عاجز نمود. در این مرحله آمریکا برای آخرین بار به نیروهای ضد انقلاب داخلی فرصت داد تا از طریق یک کودتا بتوانند بر انقلاب اسلامی غالب آیند. این کودتا که توسط آخرین نخست وزیر شاه، «شاپور بختیار» طراحی گردیده بود، قرار بود از «پایگاه نوژه» اقدامات آن هماهنگ و اجرا گردد لیکن با هوشیاری نیروهای امنیتی و سپاه با شکست مواجه شد و امید آمریکا از نتیجه بخشی چنین فعالیت هایی سلب شد و به این ترتیب دیدگاه نظامیان آمریکا برای مقابله با ایران غالب گردید و حمله نظامی توسط عراق، همسایه همیشه مزاحم ایران آغاز شد. کادر رهبری عراق از ماهها قبل با مراوداتی که با مقامات آمریکایی داشتند، آمادگی کافی را برای چنین اقدامی کسب کرده و توانسته بودند مقام نمایندگی آمریکا برای مقابله با ایران را احراز نمایند.

شوروی نیز در چارچوب سیاست خارجی خود همواره سیاست های سلطه طلبی در ایران را دنبال نموده است، به طوری که در یک صد ساله اخیر تحولات سیاسی کشور ایران، سدی محکم در برابر جنبش های مردمی، دینی ایجاد کرده و پس از انقلاب، تا فروپاشی نظام سیاسی این کشور، این سیاست ادامه داشته است.

به عنوان مثال، در جنگ ایران عراق به موازات اقدامات بلوک غرب، ابرقدرت شرق نیز می کوشید، از وضعیت جنگ، سود جوید. شوروی ها از یک طرف با تقویت ارتش عراق، به ویژه نیروی هوایی آن و ارسال هواپیماهای میگ ۲۵ به عراق، نیروی هوایی عراق را قادر ساختند بالاتر از سقف برد پدافند هوایی ایران، پرواز کرده و به سادگی در آسمان تهران حضور یابد. از سویی پس از مخالفت با خواسته روس ها مبنی بر عدم حمایت از مجاهدین افغانی و عدم مصالحه ایران بر سرنوشت افغانستان، شوروی ها علاوه بر عدم مساعدت در جلوگیری از جنگ شهرها که عراق با شدت دنبال می کرد در یک حرکت مشکوک، لیبی را وادار کردند تا کارشناسان نظامی خود را پس از خرابکاری در سیستم هدایت موشک های زمین به زمین اسکاد و موشک های زمین به هوای سام ۲، از ایران خارج کند. با خرابکاری؟! در موشک های اسکاد، عملاً قدرت مقابله به مثل ایران از بین می رفت و نیروی خودی نمی توانست در قبال بمباران تهران، به بغداد حمله موشکی کند. مضافاً اینکه، با خرابکاری در موشک های ضد هوایی سام۲، پدافند هوایی تهران تضعیف شد و متقابلاً، قدرت عمل میگ های ۲۵ عراق افزایش یافت.

بنابراین نتیجه چنین اقدامات سلطه گرانه شرق و غرب در مصالح ملی ایران، باعث حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور با طرح شعار نه شرقی، نه غربی در انقلاب اسلامی می شد. نتیجه چنین رویکردی در عمل، مواردی از این قبیل بوده است:

قطع رابطه با آمریکا، کمک به جنبش های رهایی بخش، ارتباط جدی تر و نزدیک تر با جهان اسلام، عدم وابستگی مطلق به هیچ یک از قدرت های بزرگ، ضدیت با صهیونیسم بین الملل، همدردی و حمایت از مردم فلسطین و …

امام خمینی(ره) در تحلیل شعار نه شرقی، نه غربی، روابطی را مردود دانسته که موجب سلطه شود. ایشان می فرمایند:

«اگر روابط تجاری با کفار موجب ترس بر حوزه اسلام شود، ترک این روابط بر تمام مسلمانان واجب است.»(۱۰)

امام(ره) در تحریرالوسیله می فرمایند:

«اگر روابط سیاسی که بین دولت های اسلامی و دول بیگانه بسته می شود و بر قرار می گردد موجب تسلط کفار بر نفوس و بلاد و اموال مسلمانان شود یا باعث اسارت سیاسی اینها می گردد، برقراری روابط حرام است و پیمان هایی که بسته می شود، باطل است و بر همه مسلمین واجب است که زمامداران را راهنمایی کنند و وادارشان نمایند بر ترک روابط سیاسی اینچنین هر چند به وسیله مبارزه منفی باشد.»(۱۱)

از سویی امام در برداشتی عمیق تر گوشه نشینی و سیاست انعزال را خلاف عقل و شرع معرفی نموده ضمن تأکید بر رابطه با همه دولت ها و به جز چند کشور محدود آن هم به دلایل کاملاً منطقی، بستن مرزها به روی کشورها و قطع روابط دیپلماتیک با آنها را به معنای فنا و هلاکت و مدفون شدن کشور تلقی می کند و طراحان سیاست انزوا را مورد انتقاد قرار داده می فرمایند:

«این معنا که گاهی اهل غرض و جهان آن را بیان می کنند یا نمی فهمند یا غرضی دارند زیرا تا انسان، جاهل یا مخالف با اصل نظام نباشد، نمی تواند بگوید که یک نظام باید از دنیا منعزل باشد ما با هیچ ملتی بد نیستیم ما به حسب طبع اولیه می خواهیم با همه دولت ها دوست باشیم، می خواهیم که روابط حسنه با احترام متقابل نسبت به همه داشته باشیم و اگر چنانچه ما احتیاج به یک چیز داشته باشیم و آنها احتیاج به یک چیز داشته باشند، تبادل کنیم مگر این که دولت هایی باشند که با ما خلاف رفتار کنند.»(۱۲)

قانون اساسی و سیاست نه شرقی نه غربی

در قانون اساسی اصول و بندهایی است که به تشریح سیاست نه شرقی و نه غربی انقلاب اسلامی یعنی؛ نفی سلطه پرداخته است. در اصل دوم بند «ج» قانون اساسی سخنی از نفی هرگونه ستمگری، ستم کشی، سلطه گری، سلطه پذیری و استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به میان آمده است.

در اصل سوم بند ۱۶ نسبت به تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهدی برادرانه نسبت به همه مسلمانان جهان و حمایت بی دریغ از مسلمانان عالم اعلام موضع شده است.

اصل یازدهم قانون اساسی می گوید: به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است، سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش و پی گیری به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلامی را تحقق بخشد.

در اصل چهاردهم نیز می گوید: به حکم آیه شریفه «لا ینهکم ا… عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم فی دیارکم امن تبسروهم و تقسطوهم الیهم»، دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند. در همین رابطه به طور مشروح تر در اصل یکصد و پنجاه و دوم آمده است: سیاست خارجی سلطه جویی و سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز با دولت های غیر محارب. در اصل یکصد و پنجاه و سوم نیز در راستای سیاست خارجی جمهوری اسلامی، هرگونه قراردادی که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگی، ارتش و دیگر شئون کشور گردد، ممنوع است. اصل یکصد و پنجاه و چهارم جمهوری اسلامی ایران، سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می داند. استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می داند، بنابراین ضمن خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت کند.(۱۳)

از آنجا که سیاست خارجی هر کشوری به عنوان نمایی بیرونی نظام سیاسی حاکم بر آن می باشد لذا همه فصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی تدوین شده است.

مصلحت در سیاست نه شرقی و نه غربی

جمهوری اسلامی ایران، ثمره انقلاب اسلامی ملت ایران بر پایه تأمین منافع ملی و عزت و سربلندی ایران و مصالح اسلام قرار دارد. امام خمینی(ره) نیز بر اصولی تأکید داشتند که در دراز مدت منافع ملی و مصالح اسلام هر دو را تأمین می کرد مثلاً خود اتکایی در تمام زمینه ها، عدم وابستگی به شرق و غرب، نفی سلطه پذیری و سلطه گری، هم زیستی مسالمت آمیز و روابط توأم با احترام متقابل، یکی از بزرگترین آموزه های امام خمینی(ره) به ملت ایران و مسلمانان جهان، درس عزت طلبی است و در نظر داشتن عزت در سیاست خارجی به این معناست که در تصمیم گیریهای بین المللی به گونه ای مصلحت سنجی شود که عزت کشور و اسلام خدشه دار نشده و آن تصمیم منتهی به ذلت مسلمین نگردد.(۱۴)

لذا در نظر داشتن عزت کشور و مسلمانان و رعایت اصل نه شرقی و نه غربی و حفظ استقلال کشور، هیچ کدام نباید مجوزی برای غافل شدن از منافع کشور باشد و باید یک ظرافت های خاصی را به کار برد و برنامه ریزی استراتژیک انجام داد و با در نظر گرفتن مصالح اهم و مهم، همه اهداف را تأمین کرد.

مصالح کشور که حفظ و تداوم انقلاب اسلامی را در عرصه ی جهانی تأمین می نماید، جز در سایه ی مصلحت اهم که حفظ شعار نه شرقی، نه غربی و صدور انقلاب می باشد، میسر نخواهد بود. در راستای تقویت هر چه بیشتر رابطه تعاملی بین مصالح نظام و حفظ شعار اساسی نفی سلطه هدایت سیاست خارجی جمهوری اسلامی به سوی تقویت اقدامات ذیل پیشنهاد می گردد.

… وحدت بین مستضعفان جهان بر پایه ائتلاف و اتحاد ملت های اسلامی.

«اگر وحدت کلمه اسلامی بود و اگر دولت ها و ملت های اسلام به هم پیوسته بودند معنا نداشت که قریب یک میلیارد جمعیت مسلمین، زیردست قدرت ها باشند اگر این قدرت به قدرت بزرگ الهی منظم شود هیچ قدرتی بر آنها غلبه نخواهد کرد»(۱۵)

امام سلطه بیگانگان را نتیجه تفرقه و جدایی بین مسلمانان و سران کشورهای اسلامی می داند.

خنثی کردن توطئه دشمنان

مصلحت جمهوری اسلامی در راستای تقویت روابط با دیگر کشورها، به مثابه اهداف و اصول آرمانی انقلاب و اسلام است. امام(ره) می فرماید:

«ابر قدرت ها و آمریکا خیال می کردند که ایران به واسطه انقلابی که کرده است و می خواهد استقلال و آزادی را که یک مسأله تازه و بر خلاف رویه همه حکومت هاست به دست بیاورد، به ناچار منزوی خواهد شد. وقتی که منزوی شد، زندگی نمی تواند بکند دیدید که نشد و ایران روابطش با خارجی ها زیادتر گردید، حالا به این مطلب افتادند که ما چکار داریم به دولتها اینها همه ظالم هستند و کذا و ما باید با ملت ها روابط داشته باشیم که این هم نقشه تازه و مسأله بسیار خطرناک و شیطنت دقیقی است. ما باید همان گونه که در زمان صدر اسلام پیامبر، سفیر به اطراف می فرستاد که روابط درست کند، عمل کنیم و نمی توانیم بنشینیم و بگوییم که با دولت ها چه کاری داریم این بر خلاف عقل و شرع است و ما باید با همه روابط داشته باشیم، منتها چند استثنا دارد که الان هم با آنها رابطه نداریم.»(۱۶)

تأکید بر مصلحت اهم در سیاست خارجی

چارچوب سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر اساس حفظ آزادی، استقلال و حفظ مصالح و منافع اسلام و مسلمین است و امام نیز با قاطعیت تمام حفظ مصالح منافع مردم را از وظایف غیر قابل انکار خویش تلقی نمود.

امام(ره) در پاسخ به سؤالی هدف از حکومت را این گونه تشریح می نماید:

«حکومت آینده هیچ تعهدی جز در برابر ملت و حفظ منافع و مصالح آنها ندارد.»(۱۷)

بنابراین اهم مصلحت در انقلاب اسلامی اولاً: مصلحت اسلام است، بعد مصلحت مردم یا منافع ملی؛ البته باید اذعان داشت که مصلحت اسلامی در واقع مصلحت مردم است چرا که؛ برای سعادت و کامیابی مردم برنامه دارد، صلاح اسلام مصالح و منافع برای سعادت بشر است.

نتیجه گیری

مسئله صدور انقلاب اسلامی، پس از شعار نه شرقی و نه غربی، پایه اصلی سیاست خارجی حکومت اسلامی ایران به شمار می آید که توسط امام(ره) ترسیم شده است، این شعار، چنان نفوذی بر کل نظام جمهوری اسلامی دارد که اگر آن از سیستم حکومتی حذف شود، ماهیت انقلاب اسلامی مسیر دیگری غیر از استراتژی ایدئولوژیک خط امام(ره) می باشد. واقعیت این است که شعار نه شرقی و نه غربی بر سیاست خارجی قدرتهای بزرگی چون آمریکا و شوروی تأثیر گذاشت مقصود از ایدئولوژی نه شرقی و نه غربی عدم پذیرش سلطه دیگران می باشد که به منزله شعار اساسی در ایدئولوژی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آمد. ملت اسلامی ایران در عمل نیز تأیید کرد که سلطه بیگانه را نمی پذیرد و از استقلال خویش سرباز نخواهد زد. باید توجه داشت حفظ استقلال ملی و دینی که اساس برنامه های سیاست خارجی ایران می باشد جز در سایه شعار نه شرقی، نه غربی که جنبه سلبی دارد و شعار صدور انقلاب که جنبه ی ایجابی دارد میسر نخواهد بود. بر این اساس امام می فرماید:

«من اکنون به ملت های شریف و ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می کنم که از این راه مستقیم الهی که نه شرقی ملحد و نه به غرب ستمگر وابسته است، بلکه بصیرتی است که خداوند بر آنها نصیب فرموده است محکم و استوار و متعهد و پایدار و پاینده باشند.»(۱۸)

انقلاب اسلامی ایران برای دوام و بقای خود باید از شعار نه شرقی و نه غربی تأثیر پذیرد تا موضوعیت خویش را حفظ نماید. باید با تأسی به آن ریشه اعتقادی اصیل اسلامی و مبانی فکری، نظامی و سیاست اسلامی خود را حفظ کند، چرا که حفظ استقلال ملی و منافع ارضی کشور از هرگونه دخالت بیگانه، خدمت به ایران اسلامی، مستقل در عرصه داخلی و خارجی، نپذیرفتن سلطه بیگانه، استحکام روابط جمهوری اسلامی با دولتهایی که قصد دخالت در امور داخلی ایران را ندارند، استقرار وحدت اسلامی بین کشورهای اسلامی و گسترش روابط با کشورهای همسایه اسلامی و دفاع از حقوق مسلمانان جز در سایه این شعار استراتژیک میسر نخواهد بود.

از سویی تقویت عملی و کاربردی شعار صدور انقلاب که بر پایه اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست بر تقویت شعار نه شرقی و نه غربی کمک خواهد نمود.

اخبار مرتبط



جديدترين خبرها